صفحه 4 از 34 نخستنخست 12345678914 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 46 تا 60 , از مجموع 501

موضوع: شیدائیات

  1. Top | #46

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    624
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    25
    تشکر تشکر کرده 
    21
    تشکر تشکر شده 
    75
    تشکر شده در
    20 پست
    آنلاين
    5 ساعت 57 دقيقه 59 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 ثانيه
    قم ، تهران دو نفر
    آقا بدو
    قم ، تهران
    باکولر
    رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
    کار ملک است آن که تدبیر و تدبر بایدش...

  2. 2 کاربر مقابل از رند عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (21-06-15), علمدار (21-06-15)

  3. Top | #47

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    داری برای خودت راهت رو میری که یه سگ شروع می کنه به پارس کردن. کاری به کارش نداری، اما بازم پارس می کنه، سنگ بر میداری بندازی طرفش، بازم پارس می کنه، ولش می کنی و راه خودت رو میری، بازم پارس می کنه، توله سگ دست از سرت بر نمیداره
    بعضی وقتا قیافم شبیه سگ میشه، بدون این که توی آینه ببینمش این رو می فهمم، به همه پارس می کنه، چه کاری به کارش داشته باشن، چه کاری نداشته باشن.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. 4 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (07-09-15), دریا (26-06-15), علمدار (26-06-15), فاطمه عطایی (26-06-15)

  5. Top | #48

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    منزل بیستم
    سختی ها بیشتر میشن. یعنی اولش فکر نمی کنی به این جاها بکشه کار، اما بیشتر از حد تصورت مشکلات بزرگ میشن. مثلا اولش فکر می کنی همین چند قدمه، اما وقتی اون چند قدم رو بر میداری، میبینی چندین قدم خیلی سخت تر هم جلوته که باید بری، و وقتی با کلی سختی از اونها هم بگذری، میبینی یه جاده بزرگ جلوته... اصلا نمیتونی مشکلات بعدی رو تصور کنی...
    تنها راه، اینه که ادامه بدی، و فقط و فقط باید راهت رو ادامه بدی...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. 5 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (07-09-15), علمدار (28-06-15), فاطمه عطایی (29-06-15), مسعود (11-07-15), مشتاق کربلا (28-06-15)

  7. Top | #49

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.09
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    منزل بیستم
    سختی ها بیشتر میشن. یعنی اولش فکر نمی کنی به این جاها بکشه کار، اما بیشتر از حد تصورت مشکلات بزرگ میشن. مثلا اولش فکر می کنی همین چند قدمه، اما وقتی اون چند قدم رو بر میداری، میبینی چندین قدم خیلی سخت تر هم جلوته که باید بری، و وقتی با کلی سختی از اونها هم بگذری، میبینی یه جاده بزرگ جلوته... اصلا نمیتونی مشکلات بعدی رو تصور کنی...
    تنها راه، اینه که ادامه بدی، و فقط و فقط باید راهت رو ادامه بدی...
    گوگل مپتون فعال نیست؟

  8. 6 کاربر مقابل از mosafer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (07-09-15), شیدا (28-06-15), علمدار (28-06-15), s.tohidi (01-07-15), فاطمه عطایی (29-06-15), مسعود (11-07-15)

  9. Top | #50

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    از همین الان غول مرحله آخر رو میبینم، یه چقدر سخت و طاقت فرساست، اصلا مگه میشه از چنگش فرار کرد
    انگار سخت ترین مرحله من بریدن از این همه بته، بت های زیاد...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. 4 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (01-07-15), setare (06-07-15), مسعود (11-07-15), مشتاق کربلا (01-07-15)

  11. Top | #51

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    احساس خدایی رو دارم که خاکی شده
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (06-07-15)

  13. Top | #52

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    منزل بیست و هفتم
    راه بدون راهنما امکان نداره. اول راه، همش حیرت و سرگردانیه، تنها کاری که باید بکنی اینه که قدم برداری. وقتی ادامه میدی، پیرمغان پیداش میشه.
    به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
    که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
    بدون مرشد نمیشه، بدونه استاد محاله. چون بعضی وقتا باید با شراب سجادت رو تطهیر کنی، چون راه و رسم منزل ها خیلی پیچیده تر از اونیه که تو بفهمی. اصلا راه، همش توکل و دل سپردنه، باید خود رو ول کنی، خودت رو به راه بسپاری تا هرچی که سرت میاره بیاره، این مسیری نیست که توش اختیار داشته باشی، باید خودت رو بسپاری به راه. اما این پیرمغان کجاست؟ خود راه بهت نشون میده. اصلا خود کسی که بهت گفته حرکت کن همه چیز رو برات آماده کرده، تو فقط باید به جای پرسیدن از چون و چرا، قدم برداری، وقتی قدم برداشتی همه چیزت مهیا میشه، تو فقط باید ادامه بدی...
    این که پیرمغانت کیه و چیه، معلوم نیست، بعضی وقتا اصلا اون چیزی نیست که انتظارش رو داری، اما بدون که هست و کمکت میکنه، اگه واقعا راهرو باشی...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. 4 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (07-09-15), علمدار (06-07-15), مسعود (11-07-15), مشتاق کربلا (04-07-15)

  15. Top | #53

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    امروز یکی از سخت ترین منزل ها بود، خیلی به پرت شدن نزدیک شدم. توی اتوبان که چندبار خوابم برد، داشتم میزدم به گاردریل، فقط خدا کمکم کرد الان زنده موندم.
    فقط خدا بود که به اجبار خودش من رو از این منزل گذروند. نمیدونم، شاید باز هم کمکم کنه، شاید هم هم شقاوتم بر من غلبه کنه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  16. 4 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (07-09-15), دریا (05-07-15), علمدار (06-07-15), مشتاق کربلا (05-07-15)

  17. Top | #54

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    دیگه من شکستم، گرچه از اول من نبودم، اما از این به بعد دیگه اصلا من نیستم
    اگر راهی رفت، رفت و اگر افتاد، من افتادم...

    از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
    کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد...
    ویرایش توسط شیدا : 06-07-15 در ساعت 01:30
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  18. 4 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (06-07-15), setare (06-07-15), فاطمه عطایی (06-07-15), مشتاق کربلا (06-07-15)

  19. Top | #55

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    مثل بازی فوتبال می مونه. خیلی خیلی خوبم که بازی کنی، بعضی وقتا واقعا دست تو نیست، همش شانسه. یه توپ میاد و دروازه بان تسلیم میشه، اما به تیرک میخوره. تو یه نفس راحت می کشی، اما میدونی دست تو نبود، و نگه داشتنت توی بازی. بعضی وقتا هم، مثل بازی ایران و آرژانتین، شانس نمیاری و توپ میره توی گل...<br>
    همش همینه، توی بعضی از منزل ها فقط باید بشینی و به توپ نگاه کنی، که میره توی گل یا نه، تو کاملا تسلیم میشی، باقیش دست تو نیست...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  20. 5 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (07-07-15), علمدار (07-07-15), s.tohidi (16-07-15), مسعود (05-08-15), مشتاق کربلا (07-07-15)

  21. Top | #56

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    برای شیدا، مهم ترین چیز آدم ها هستن، از هم چیز مهم تر... این شاید حسن به نظر برسه، اما شاید هم بزرگ ترین و سخت ترین منزل باشه
    این که آدم ها هم بی اهمیت بشن، گذشتن از آدم ها...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  22. 2 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (07-07-15), مشتاق کربلا (07-07-15)

  23. Top | #57

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    راه خیلی عجیبه. راه یعنی رسیدن، تمام فلسفه و اساس راه رسیدنه. رسیدن به مقصد. اما تمام راه، گذشتنه. یعنی فراق. راهی که میخواد فاصله رو کم کنه و فراق رو از بین ببره و به وصال برسه، خودش سراسر گذشتن و فراق و جداییه. باید بگذری، باید جدا بشی تا بتونی وصل بشی...

    منزل سی ام، گذشت...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  24. 4 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (07-07-15), علمدار (07-07-15), مسعود (11-07-15), مشتاق کربلا (07-07-15)

  25. Top | #58

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
    یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  26. 3 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    امین (10-07-15), علمدار (07-07-15), مشتاق کربلا (17-07-15)

  27. Top | #59

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    خدایا امشب بهم نشون دادی عذاب جهنمت رو، جهنم نه! بدتر از جهنم، چون کسایی که جهنمن آرزوی بهشت رو دارن، اما برای من حتی بهشت هم رنگی نداره دیگه
    میبینی؟ حقیر تر از همیشه جلوت افتادم؟ حتی نمیتونم ازت طلب بخشش کنم؟ یا حتی ازت درخواست رحمت؟ اگه توانش رو داشتم حتما التماس می کردم بهت، اما به خدایی خودت نمیتونم حتی التماس و زجه و زاری کنم...
    آماده ام برای هرچه که برام میخوای، نه فقط چون تو خدایی و... بلکه به خاطر این که دیگه هیچی نیست که بخوام، همه چیز برام بی معناست
    این که آدم از جایی که انتظار نداره ضربه بخوره، بده، اما بدتر اینه که از جایی ضربه بخوره که بهش امید بسته بوده...
    و حالا، این بندت...
    ویرایش توسط شیدا : 16-07-15 در ساعت 04:09
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  28. 8 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (07-09-15), خیالِ کج (07-09-15), دریا (16-07-15), علمدار (29-07-15), s.tohidi (16-07-15), فاطمه عطایی (20-07-15), مسعود (05-08-15), مشتاق کربلا (17-07-15)

  29. Top | #60

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    نوشته ها
    6,441
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 1 روز 9 ساعت 33 دقيقه 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    ما آدما بچه ها رو بیشتر دوست دارم. معصومن. پاکن. خوشگلن همشون، حتی اونایی که بعدا زشت میشن هم بچگیشون قشنگ و تو دل برو هستن. با مزه فکر می کنن، ساده هستن، خیلی راحت میتونی دوستشون داشته باشی. اصلا شاید به خاطر همین ما زجر بچه داری رو تحمل می کنیم، چون بچه ها رو میشه دوست داشت و ما می تونیم نیاز به دوست داشتنمون رو با اون ها بر طرف کنیم. اما فکر نکنم خدا اینجوری باشه. خدا آدم بزرگ ها رو بیشتر از بچه ها دوست داره. بچه ها که گناه نمی کنن، بچه ها که مثل آدم بزرگ ها درد نمی کشن، توی دوراهی قرار نمی گیرن، به نظر خدا بچه ها اصلا موجودات جذابی نیستن. مثل بقیه مخلوقاتشن، مثل حیوونا و درخت ها و چیزای دیگه. اما آدم بزرگ ها خیلی جذاب ترن، پر از تیرگی هستن، پر از کش مکش و چیزای دیگه، پر از گناه...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 4 از 34 نخستنخست 12345678914 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1