صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 35
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    170
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    175
    تشکر تشکر کرده 
    28
    تشکر تشکر شده 
    77
    تشکر شده در
    26 پست
    آنلاين
    13 ساعت 55 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    37 ثانيه

    محرم شروع شد

    آقا سلام ماه محرم شروع شد
    بازاین چه شورش است وچه ماتم شروع شد

    آقا سلام کاسه اشکی به من دهید
    ماه گدایی من و چشمم شروع شد

    یادم نرفته است نگاه شما به ما
    از گریه های ماه محرم شروع شد

    هاجر به پای روضه اصغر نشسته بود
    تا اینکه جوشش دل زمزم شروع شد

    آقا سلام نیت گریه نموده ایم
    شیرین ترین عبادت ما هم شروع شد


    رحمان نوازنی

  2. 6 کاربر مقابل از قاسم صولتی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (10-10-15), ارغوان (10-10-15), شیدا (11-10-15), علمدار (11-10-15), فاطمه عطایی (16-10-15), مشتاق کربلا (17-10-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.55
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 52 ثانيه
    چه خوبه محرم که میاد سایتم مثل سالهای پیش شلوغ بشه و همینجا یه خیمه واسه قمرمنیربنی هاشم بنا کنیم

    مجتبی شما علی الحساب هیات شب چهارم تا هفتم رو اینجا اطلاع رسانی کن بچه ها در جریان باشن
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  4. 2 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (11-10-15), مشتاق کربلا (17-10-15)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    754
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    201
    تشکر تشکر کرده 
    357
    تشکر تشکر شده 
    526
    تشکر شده در
    190 پست
    آنلاين
    1 روز 9 ساعت 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 35 ثانيه
    حی علی العزاء
    حی علی البکاء
    فی ماتم الحسین
    مظلوم کربلاء
    از هر چه می رود سخن دوست خوش ترست...

  6. 3 کاربر مقابل از ارغوان عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (23-10-15), علمدار (15-10-15), مشتاق کربلا (17-10-15)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    754
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    201
    تشکر تشکر کرده 
    357
    تشکر تشکر شده 
    526
    تشکر شده در
    190 پست
    آنلاين
    1 روز 9 ساعت 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 35 ثانيه
    خدایا امیدم به اشک های محرم است ناامیدم برمگردان....
    از هر چه می رود سخن دوست خوش ترست...

  8. 3 کاربر مقابل از ارغوان عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (23-10-15), شیدا (14-10-15), مشتاق کربلا (17-10-15)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,417
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 3 روز 21 ساعت 31 دقيقه 2 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 29 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارغوان نمایش پست ها
    خدایا امیدم به اشک های محرم است ناامیدم برمگردان....
    خدایا امیدی ندارم
    رحم کن خودت
    خدا!!!! نمیری خونه خودت!!! خب نرو چه کنم!
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. 2 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (15-10-15), مشتاق کربلا (17-10-15)

  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.26
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,465
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 15 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 37 ثانيه
    آدم خوبی نیستم اما همیشه محرما یه جور عجیبی به اینکه بچه شیعه ام افتخار میکنم..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  12. 6 کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (23-10-15), ارغوان (18-10-15), شیدا (16-10-15), عقل سرخ (23-10-15), s.tohidi (16-10-15), مشتاق کربلا (17-10-15)

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.55
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 52 ثانيه
    چقدر محزونه
    چقدر سنگینه غمش
    اینکه تو مقاتل اومده هرکدوم از اصحاب و اهل بیت ابا عبدالله (ع) که برای اذن جنگ میومدن پیش حضرت،آقا کلی عذر وبهانه می آورد و معطل می کرد و عشق بازی می کرد و.... اما واسه علی اکبر نوشتن ((فاستاذن اباه ، فاذن له)) یعنی تا اجازه خواست باباش گفت برو.

    زبان به روضه چرا واکنم؟همین کافیست
    مباد شاهد جان دادن پسر،پدری...
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  14. 6 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (23-10-15), ارغوان (18-10-15), شیدا (17-10-15), عقل سرخ (23-10-15), مسعود (18-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.28
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 50 ثانيه
    پیش رو بر سپاه ظلم و گناه، سایه افکنده بود غفلت و خواب
    در همان ظهر بی کسی و عطش که آسمان هم دریغ می کرد آب_

    _بار دیگر امام آمد تا بلکه بیدارشان کند به عتاب
    هم بگوید ز مادر و حیدر،هم بخواند از آیه های عذاب

    خواست تا تیر آخرش باشد، کهنه سرباز لشکرش باشد
    تا که اتمام حجتش باشد، طفل شش ماهه ی شجاع رباب

    روی دستش گرفت ماهی را، تا ببینند پیچ و تابش را
    بلکه رحمی شود ولی افسوس، داشت از خار،انتظار گلاب

    دشمن از هق هق اش به تنگ آمد، با تمام قوا به جنگ آمد
    رسم جنگاوران به ننگ آمد، تا که افتاد اصغر از تب و تاب

    ناگهان ترس خیمه زد به حرم: "نکند با علیِ اصغر هم..."
    تا شب این دشت هم نوا شد با لای لایی و گریه های رباب...

    مسعود بابایی
    94.7.25

    التماس دعا...
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  16. 8 کاربر مقابل از مسعود عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (23-10-15), ارغوان (18-10-15), زهرا خوش گفتار (23-10-15), شیدا (23-10-15), عقل سرخ (23-10-15), علمدار (18-10-15), setare (25-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.55
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 52 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    پیش رو بر سپاه ظلم و گناه، سایه افکنده بود غفلت و خواب
    در همان ظهر بی کسی و عطش که آسمان هم دریغ می کرد آب_

    _بار دیگر امام آمد تا بلکه بیدارشان کند به عتاب
    هم بگوید ز مادر و حیدر،هم بخواند از آیه های عذاب

    خواست تا تیر آخرش باشد، کهنه سرباز لشکرش باشد
    تا که اتمام حجتش باشد، طفل شش ماهه ی شجاع رباب

    روی دستش گرفت ماهی را، تا ببینند پیچ و تابش را
    بلکه رحمی شود ولی افسوس، داشت از خار،انتظار گلاب

    دشمن از هق هق اش به تنگ آمد، با تمام قوا به جنگ آمد
    رسم جنگاوران به ننگ آمد، تا که افتاد اصغر از تب و تاب

    ناگهان ترس خیمه زد به حرم: "نکند با علیِ اصغر هم..."
    تا شب این دشت هم نوا شد با لای لایی و گریه های رباب...

    مسعود بابایی
    94.7.25

    التماس دعا...
    دمت گرم مسعودجان
    شعر گفتن خیلی هنر می خواد
    اگه آیینی باشه هم هنر می خواد و هم سعادت
    خوش بحالت که هردوشو داری
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  18. 3 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    setare (25-10-15), مسعود (23-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.85
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 56 ثانيه
    گهواره خالی میشود با رفتن تو
    دیگر نمانده فرصتی تا رفتن تو

    حتی خدا با ماندنت راضی نمیشد
    عیسای من قربان بالا رفتن تو

    هرچیز را هر رفتن ناممکنی را
    میشد که باور کرد الّا رفتن تو

    وقتی گناهی سر نمی زد از گلویم
    یعنی«چرا؟» یعنی معمّا رفتن تو

    ای کاش می بردی مرا با چشمهایت
    یا اینکه می افتاد فردا رفتن تو

    وقتی که پا در عرصه حق می گذاری
    فرقی ندارد آمدن یا رفتن تو

    علی اکبر لطیفیان
    ویرایش توسط زهرا خوش گفتار : 20-10-15 در ساعت 22:38
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  20. 2 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (20-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

  21. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.85
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 56 ثانيه
    من ناز را در چشم شهلایت کشیدم
    پس عالمی را مست و شیدایت کشیدم

    عیسی بن مریم را کنار جا نمازت
    مات نفس های مسیحایت کشیدم

    جبریل حتی در هوایت بی مجال است
    بالاتر از هفت آسمانهایت کشیدم

    تصویر سبز و کامل پیغمبری را
    وقتی که میکردم تماشایت کشیدم

    از چه تمام نیزه ها بر تو حریصند
    از اینکه من خوش قدّ و بالایت کشیدم؟!

    آخر تو را بدجور، چشمانم نظر کرد
    شرمنده ام از اینکه زیبایت کشیدم

    وقتی تو را شمشیرها دنبال کردند
    بغضم شکست و ارباً اربایت کشیدم


    علی اکبر لطیفیان
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  22. 3 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (22-10-15), مسعود (23-10-15), مشتاق کربلا (22-10-15)

  23. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.28
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 50 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    دمت گرم مسعودجان
    شعر گفتن خیلی هنر می خواد
    اگه آیینی باشه هم هنر می خواد و هم سعادت
    خوش بحالت که هردوشو داری
    اینجورم نگو
    من شاگردتم
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  24. 2 کاربر مقابل از مسعود عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (23-10-15), علمدار (23-10-15)

  25. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.55
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 52 ثانيه
    چقدر عاشقم این هوارو
    داره بارون می باره
    شب تاسوعا
    خودش روضه است...
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  26. 3 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    زهرا خوش گفتار (23-10-15), شیدا (23-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

  27. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.85
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 56 ثانيه
    این دستها با عطر باران پا گرفتند
    از روز اول وسعت دریا گرفتند

    ای ماه من بالا نمیگیری سرت را؟
    باز آسمانیها سراغت را گرفتند

    با جزر و مد اشکها صدها فرشته
    در جانماز هر شبت احیا گرفتند

    در انتظارت ماندم و دلشوره دارم
    شمشیرها راه تو را آیا گرفتند؟

    تو میرسی به خیمه گاه تشنه لبها؟
    بشنو دم «وای از عطش»، گلها گرفتند

    بر روی مشک افتاده ای، شانه به شانه
    این تیرها بر روی دوشت جا گرفتند

    اشک آمد و همراه شد با یک سه شعبه
    تا چشمهای با وفایت را گرفتند

    من انکسار لحظه ی بی یاوری ام
    یعنی تو را از من، تو را از ما گرفتند؟

    با رفتن تو تشنگی از یادها رفت
    حالا همه مرثیه سقا گرفتند

    روز عزای دستهای تشنه ات را
    یک عمر مثل روز تاسوعا گرفتند

    این زخمها این دست و این فرق شکسته
    بوی بهشت چادر زهرا رفتند


    علیرضا لک
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  28. 3 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (23-10-15), علمدار (24-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

  29. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.85
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 56 ثانيه
    قدم از او جلو تر بر نمی داشت
    ز پیش پای او سر بر نمی داشت

    دو دست خویش را داد از دست
    ولی دست از برادر بر نمیداشت
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  30. 3 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (23-10-15), علمدار (24-10-15), مشتاق کربلا (23-10-15)

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1