نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: تقویم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    800
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.00
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    6
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    17 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    تقویم

    جوهر به قلم نمی ماند
    رد پای ات محو می شود
    قلب من ، تلو تلو خوران
    نبودنت را زومبا می رقصد
    و کلوچه های بیات پخش می کنند
    این پاپتی های چشم به راه !
    ثانیه ها مالش می دهد شانه هایمان را
    و به خوابی بی برگشت آرام می خزیم !
    دیگر صدای هولناک زغن های سیاه هم
    خونمان را به جوش نمی آورد .... هرگز!
    سر شدگانیم ، میان ترسیم های بی تصویر
    و بوی تمام کهنه _عشق ها را میدهیم
    بوی نای پس مانده ی عصر جمعه ها !
    می ایستیم ! بزک کرده ، در مقابل هم !
    لبخند می زنیم
    به سان اسطوره های بی تقویم
    دست تکان می دهیم !
    دستانی که درد می کشند
    در انبوه کلام های بی مخرج
    و اندیشه های بی ریشه !
    پی حلاوت زهدان
    گوشه قابهای خاک خورده را
    مک می زنیم !
    شبح هایی به جا مانده از دیروزیم و
    نطفه های نارسیده ی فردا !
    برقرار کن تعلق از دست رفته را
    منعقد شو بر آستان چشمان منتظر
    تکرار کن صراحت تجلی واقعه را
    و هجمه ی اشتیاق را به ثانیه ها برگردان !


    پ.ن : سرشدگانیم = سر به معنای بی حس .

  2. 6 کاربر مقابل از سولماز اعتماد عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (21-10-15), زهرا خوش گفتار (22-10-15), شیدا (21-10-15), عقل سرخ (23-10-15), علمدار (23-10-15), مشتاق کربلا (25-10-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.83
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 43 ثانيه
    دوستان خیلی بهتره از بنده نقد اشعار رو بلدند
    در کل شعرتون خوب بود
    ولی حس کردم یکسری از کلمات رو تا بجا استفاده کردید. مثلا تا جاییکه من میدونم زومبا چیز جدیدیه آوردنش در شعری که در اون کلماتی مثه حلاوت زهدان که فکر میکنم واژه قدیمیه درست نیست.
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  4. 4 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (25-10-15), شیدا (22-10-15), عقل سرخ (23-10-15), مشتاق کربلا (25-10-15)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.49
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 40 ثانيه
    و کلوچه های بیات پخش می کنند
    این پاپتی های چشم به راه !

    اینجاشو قشنگ شیدا گفته
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  6. 4 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (25-10-15), شیدا (23-10-15), عقل سرخ (23-10-15), مشتاق کربلا (27-10-15)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.53
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,836
    تشکر شده در
    649 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 47 ثانيه
    ادبیاتتون سنگینه البته شاید برای من چون اهل فن نیستم
    ولی در کل زیباست مخصوصا بند آخرش خیلی به دل من نشست
    احسنت
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  8. کاربر مقابل از مشتاق کربلا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (27-10-15)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.87
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سولماز اعتماد نمایش پست ها
    جوهر به قلم نمی ماند
    رد پای ات محو می شود
    قلب من ، تلو تلو خوران
    نبودنت را زومبا می رقصد
    و کلوچه های بیات پخش می کنند
    این پاپتی های چشم به راه !
    ثانیه ها مالش می دهد شانه هایمان را
    و به خوابی بی برگشت آرام می خزیم !
    دیگر صدای هولناک زغن های سیاه هم
    خونمان را به جوش نمی آورد .... هرگز!
    سر شدگانیم ، میان ترسیم های بی تصویر
    و بوی تمام کهنه _عشق ها را میدهیم
    بوی نای پس مانده ی عصر جمعه ها !
    می ایستیم ! بزک کرده ، در مقابل هم !
    لبخند می زنیم
    به سان اسطوره های بی تقویم
    دست تکان می دهیم !
    دستانی که درد می کشند
    در انبوه کلام های بی مخرج
    و اندیشه های بی ریشه !
    پی حلاوت زهدان
    گوشه قابهای خاک خورده را
    مک می زنیم !
    شبح هایی به جا مانده از دیروزیم و
    نطفه های نارسیده ی فردا !
    برقرار کن تعلق از دست رفته را
    منعقد شو بر آستان چشمان منتظر
    تکرار کن صراحت تجلی واقعه را
    و هجمه ی اشتیاق را به ثانیه ها برگردان !


    پ.ن : سرشدگانیم = سر به معنای بی حس .
    ممنونم از شما. خیلی قشنگ و عالی بود...
    می ایستیم بزک کرده در مقابل هم... چون کلمه بزک رو خیلی دوست دارم، از این بند خوشم اومد.

    اندیشه های بی ریشه... از این بند هم بخاطر رابطش با اندیشه آزاد خوشم اومد...
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  10. 2 کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (05-11-15), مشتاق کربلا (05-11-15)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1