نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.87
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,630
    تشکر تشکر کرده 
    2,946
    تشکر تشکر شده 
    2,047
    تشکر شده در
    686 پست
    آنلاين
    4 روز 10 ساعت 6 دقيقه 20 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 54 ثانيه

    غروب تانزانیا...

    شعری که عباس آقا نقدی پور به مناسبت سفر سه ماهه ی مدیریت محترم سایت،روحانیت معزز غایب از انظار، شادروان ، جنت مکان ، خلد آشیان، پسری فداکار و همسری مهربان ، آ *** مجتبی *** به کشور دوست و همسایه ، اوگاندا سروده اند:


    ای که رفتی جنوب تانزانیا
    خوب رفتی بکوب تانزانیا
    با چه یاری نشسته ای نامرد؟
    رو به ساحل غروب تانزانیا...

    شعرمن شاکی است از دستت
    و سرم خاکی است از دستت

    از زمانه چه ها کشیدی مرد
    زیر این بار غم خمیدی مرد
    گر چه صاف و پر از صفا بودی
    هیچ غیر از جفا ندیدی مرد

    پشمهارا تمام فر زده ام
    توی این شعر بس که زر زده ام

    بچگیهات دیدنی بودی
    غنچه بودی چه چیدنی بودی
    حیف شد حیف دادمت از دست
    تو از اول پریدنی بودی
    بپر اما همین حوالی باش
    باش!حتی شده خیالی باش

    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  2. 6 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (15-12-15), زهرا خوش گفتار (17-12-15), شیدا (14-12-15), طاهره ملکیان (22-12-15), فاطمه عطایی (23-12-15), مشتاق کربلا (14-12-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,266
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,012
    تشکر تشکر شده 
    2,838
    تشکر شده در
    1,226 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 1 روز 16 ساعت 24 دقيقه 39 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 52 ثانيه
    گرچه صاف و پر از صفا بودی
    هیچ غیر از جفا ندیدی مرد!

    دست خرنده و پزنده و خورنده درد نکنه
    اوووووو چه تیکه ای انداختم
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. 3 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (15-12-15), طاهره ملکیان (22-12-15), علمدار (18-12-15)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,336
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 11 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    شعری که عباس آقا نقدی پور به مناسبت سفر سه ماهه ی مدیریت محترم سایت،روحانیت معزز غایب از انظار، شادروان ، جنت مکان ، خلد آشیان، پسری فداکار و همسری مهربان ، آ *** مجتبی *** به کشور دوست و همسایه ، اوگاندا سروده اند:


    ای که رفتی جنوب تانزانیا
    خوب رفتی بکوب تانزانیا
    با چه یاری نشسته ای نامرد؟
    رو به ساحل غروب تانزانیا...

    شعرمن شاکی است از دستت
    و سرم خاکی است از دستت

    از زمانه چه ها کشیدی مرد
    زیر این بار غم خمیدی مرد
    گر چه صاف و پر از صفا بودی
    هیچ غیر از جفا ندیدی مرد

    پشمهارا تمام فر زده ام
    توی این شعر بس که زر زده ام

    بچگیهات دیدنی بودی
    غنچه بودی چه چیدنی بودی
    حیف شد حیف دادمت از دست
    تو از اول پریدنی بودی
    بپر اما همین حوالی باش
    باش!حتی شده خیالی باش




    گفته تو مرد بوده ای؟ شاید
    بچه ات را بپوش، نچّاید!

    می زنی تو به هر در و چاکی!
    این نبوده مسیر "زاک زاکی"

    سی چهل سال زحمت و کوشش
    آخرش هم شهید شد؛ نوشش

    تو همان به که زیر و روش کنی
    چند فنجان قهوه نوش کنی

    ویرایش توسط خیالِ کج : 15-12-15 در ساعت 12:14
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  6. 5 کاربر مقابل از خیالِ کج عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    زهرا خوش گفتار (17-12-15), شیدا (15-12-15), علمدار (18-12-15), فاطمه عطایی (23-12-15), مشتاق کربلا (16-12-15)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,266
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,012
    تشکر تشکر شده 
    2,838
    تشکر شده در
    1,226 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 1 روز 16 ساعت 24 دقيقه 39 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 52 ثانيه
    البته هنوز خبری از *** زکزاکی نشده
    ایشالا که سلامت باشن...
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. 3 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (16-12-15), طاهره ملکیان (22-12-15), علمدار (18-12-15)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.87
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,630
    تشکر تشکر کرده 
    2,946
    تشکر تشکر شده 
    2,047
    تشکر شده در
    686 پست
    آنلاين
    4 روز 10 ساعت 6 دقيقه 20 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها



    گفته تو مرد بوده ای؟ شاید
    بچه ات را بپوش، نچّاید!

    می زنی تو به هر در و چاکی!
    این نبوده مسیر "زاک زاکی"

    سی چهل سال زحمت و کوشش
    آخرش هم شهید شد؛ نوشش

    تو همان به که زیر و روش کنی
    چند فنجان قهوه نوش کنی


    بنده خدا رو تو غربت اینجوری نمی پکوندیش
    حداقل میذاشتی برگرده تا با خاک کف کوچه های ایران یکسان بشه
    خلاصه که اوووفففففف چی بارش کردی
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  10. 2 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (18-12-15), شیدا (18-12-15)

  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,336
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 11 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    بنده خدا رو تو غربت اینجوری نمی پکوندیش
    حداقل میذاشتی برگرده تا با خاک کف کوچه های ایران یکسان بشه
    خلاصه که اوووفففففف چی بارش کردی

    خشکا میترکن!

    حاژژاقا منعطفه
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  12. 2 کاربر مقابل از خیالِ کج عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (18-12-15), علمدار (18-12-15)

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.40
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,315
    تشکر تشکر شده 
    2,454
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 16 ساعت 40 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 57 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    شعری که عباس آقا نقدی پور به مناسبت سفر سه ماهه ی مدیریت محترم سایت،روحانیت معزز غایب از انظار، شادروان ، جنت مکان ، خلد آشیان، پسری فداکار و همسری مهربان ، آ *** مجتبی *** به کشور دوست و همسایه ، اوگاندا سروده اند:


    ای که رفتی جنوب تانزانیا
    خوب رفتی بکوب تانزانیا
    با چه یاری نشسته ای نامرد؟
    رو به ساحل غروب تانزانیا...

    شعرمن شاکی است از دستت
    و سرم خاکی است از دستت

    از زمانه چه ها کشیدی مرد
    زیر این بار غم خمیدی مرد
    گر چه صاف و پر از صفا بودی
    هیچ غیر از جفا ندیدی مرد

    پشمهارا تمام فر زده ام
    توی این شعر بس که زر زده ام

    بچگیهات دیدنی بودی
    غنچه بودی چه چیدنی بودی
    حیف شد حیف دادمت از دست
    تو از اول پریدنی بودی
    بپر اما همین حوالی باش
    باش!حتی شده خیالی باش

    همش عالی اخرش خیلی عالی
    تو از اول پریدنی بودی..

    آفرین به اقای نقدی
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  14. 2 کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (23-12-15), شیدا (23-12-15)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1