صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 278910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 166 تا 180 , از مجموع 183
  1. Top | #166

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    جنگ جنگه. حتی اگه شکست بخوری. حتی اگه تنها بشی. تموم نمیشه. قبلا یه جای همین سایت لعنتی گفته بودم که شکست خوردنی نیست. پذیرفتنیه. هرچقدر هم شکست بخوری، تا شکست رو نپذیری نباختی. هنوزم زنده ای و می جنگی. توی جنگ به یه جایی میرسی که حتی فکر معجزه هم نمیتونی بکنی. انگار همه چیز تموم شده. سال 84 که پیشنهاد قم رفتن بهم شد، یک دلیل داشتم برای قبول کردن: عشق. و قم همه جوره شهر عشق بود و هست. به هر معنی ای که بخوای. شهر عشق، شهر عاشقی. ولی افتاد مشکل ها. مشکل ها؟ یا یک مشکل؟ یک قدم بر خویشتن نه. شاید فرق من با همه عاشقا این باشه که من هنوزم دنبال خود عشقم. بقیه دنبال یار. الا دوازده ساله که دارم شکست میخورم. اما فقط میخورم. هنوز نپذیرفتم. حتی الان که از معجزه هم نا امید شدم. بعضی وقتا هدایت رو لعنت می کنم. که چرا من رو توی این وادی انداخت. نمیدونم. شاید همه این داستان یک انحراف ساده بود. الان، 22 خرداد 96. خاکی خاکی. دارم صدا می زنم که میخوام ادامه بدم. این راه را نهایت صورت کجا توان بست، کش صد هزار منزل بیش است در بدایت. بدایت این داستان، این همه منزل داره. و هم در اولین منزل ابتدای اونم. و اینجا خیلی رمز و راز و زیبایی هست. اندیشه آزاد. تلمیحات و شیدائیات. افسانه و سوفیا. 208 و n208، شیادی. حماسه 19 و حماسه 12 و حماسه 95. ماجرای مار و زهر مار. مهتاب و 1024. فرمانده، چریک پیر! برای ادامه این جنگ چه برنامه ای داری؟ هنوز هم ادامه دادن؟ یا نقشه ای داری؟ کاری که شاید نتیجه بده؟ از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود. این رمضان قرار بود خیلی حماسی بشه. اما شکست خورد. برنامت چیه؟ میخوام یک راه جدید رو شروع کنم. هنوز تا آخر 96 خیلی مونده. امسال سال جنگه. یک راه انتحاری رو باید امتحان کنم. باید که شیوه سخنم را عوض کنم. شاید شیش سال گذشته (تقریبا از همون موقعی که اندیشه باز شد) یک سبکی زندگی ای داشتم که باید عوضش کنم. مثل انقلاب می مونه؟ شاید. نتیجه میده؟ تا حدودی. یعنی همین الان هم تقریبا مطمئنم این حرکت پیروزی مطلق نمیاره. خانه از پای بست ویران است. مشکل جای دیگه ایه. اون جا رو هیچ کاریش نمیتونم بکنم. حداقل الان. الان قمم. برگشتم، نقشه سلماس رو پیاده می کنم... (سلماس، دیانا، سبک زندگی، همه تلمیحاتی که ذکر شد در متن)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #167

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.10
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,332
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    416
    تشکر شده در
    237 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 18 ساعت 30 دقيقه 38 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه 32 ثانيه
    40 من............. هنوزم هیچی......... ........ بهترین 40یی که دارم و بدترین ........هردوتا باهم........... باید دیونه باشی بفهمی .
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  3. کاربر مقابل از s.tohidi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (27-06-17)

  4. Top | #168

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.10
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,332
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    416
    تشکر شده در
    237 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 18 ساعت 30 دقيقه 38 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه 32 ثانيه
    صیاّدان ماهی را یکبار نمیکشند چنگال در حلقوم چون رفته باشد پاره میکشند تا خونش میرود و سست و ضعیف میگردد بازش رها میکنند و همچنین باز میکشند تا بکلیّ ضعیف شود. چنگال عشق چون در کام آدمی میافتد حق تعالی او را بتدریج میکشد که آن قوتها و خونهای باطل که دروست پاره پاره ازو برود

    فیه ما فیه
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  5. کاربر مقابل از s.tohidi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (31-10-17)

  6. Top | #169

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    احساس می کنم وقت یه چله رسیده باشه
    یه چله ای که یه کمی کار لعنتی بکنم
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #170

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    عزم ها و قصد ها در ماجرا
    گاه گاهی راست می آید تو را...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #171

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    سیزده من

    اعداد و ارقام، چه فایده سیزده من یا پانزده من؟ یا اینکه شش روز مهلت مانده و من هنوز نمیدونم چه کنم
    بحث اعداد و روزها به کنار، این همه نقش می زنم در جهت رضای تو. چه فرقی داره عدد چند باشه؟ مهم اینه که اونچیزی که باید، حاصل بشه...
    این جملات کمی پریشان بودند...

    دوباره آن ماجرای قدیمی و آن داغ و حسرت و اشتیاق... شنیدم: "رخساره"
    و خواندم:
    یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم
    رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی

    و در پی آن:
    در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
    لطف آن چه تو اندیشی حکم آنجه تو فرمایی
    ولی
    زین دایره مینا خونین جگرم می ده
    تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

    سیزده شد، تا ببینم که به چند می رسد...
    ای کاش یک چله دیگه رو میتونستم شروع کنم... چه کنم؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #172

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    وقت آن آمد که دستی بر زنم؟؟؟
    چند خواهم بود آخر پای بست؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #173

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    مرثیه ای بر
    سوگ شیطان



    بِبُر به نام خداوندت

    كه لطف خنجر ابراهيم
    به تيز بودن احكام است

    نبخش مرتكبانت را
    تو حكم واجب الاجرايي
    و عشق جوخه ي اعدام است

    به دست آه بسوزانم
    كه شعله ور شدنم دود است
    كفن به سرفه بپوشانم
    كه سربه سر بدنم دود است
    و نخ به نخ دهنم دود است
    غمت غليظ ترين كام است

    سرنگ ها همگان قرمز
    و رنگ ها همگان قرمز
    سماع مولويان قرمز
    جهان كران به كران قرمز
    كه رنگي از رُژ گلگونت
    هنوز بر لب اين جام است

    بگو ستاره ي دردانه!
    در انزواي رصدخانه
    كدام كوزه شكست آن روز
    كه با گذشتن نهصد سال
    هنوز حلقه ي دستانش
    به دور گردن خيام است؟

    ببين چقدر اسيرم من!
    چنان بكُش كه پس از
    هزار بار بميرم من

    دسيسه هاي تو! مي بيني؟
    گلوي پاك اميرم من
    كه در تدارك حمّام است

    چه حكمتي ست در اين مردن؟
    -در عاشقانه ترين مردن-
    و مغز را به فضا بردن
    و گريه را به خَلا بردن

    چه حكمتي ست كه در آغاز
    نگاه من به سرانجام است؟


    و شروع شد...

    پ.ن: یا باعث
    یا کافی


    ویرایش توسط شیدا : 09-09-18 در ساعت 21:13
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #174

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    یک من
    19/6/97

    یا باعث
    یا کافی
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #175

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    دو من

    یا باعث
    یا کافی
    یا نور
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. Top | #176

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    سه من

    یا نور
    یا باعث
    یا کافی
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. Top | #177

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    چهار منپ

    یا غفار
    یا ستار
    یا نور
    یا باعث
    یا کافی
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. Top | #178

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    پنج من (که برای دیروز بود)

    یا باعث
    یا کافی
    یا غفار، یا جبار، یا نور، یا لطیف، یا رزاق
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  16. Top | #179

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    شش من
    (دیروز)

    روزهای خوبی نگذشت، این دو سه روز. پریشان بودم. من یک سوال با یک هدف از خدا پرسیدم، جواب روشنی داد. اما نمیدانم چطور به هدفی که از پرسیدن سوال داشتم برسم.
    هدفی که هر روز احساس می کنم محال تر می شود. آیا می شود؟

    یا ستار، یا غفار، یا لطیف، یا حفیظ، یا نور، یا هادی، یا قدیر
    یا باعث
    یا کافی
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  17. Top | #180

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 1 ساعت 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 37 ثانيه
    هفت من (دیروز)

    کار رو چند روزه خیلی خوب پیش نمی برم. باید دوباره جدی تر کار کنم.
    اما بعد از صحبت با خدا، هنوز نقض نکردم، اما خیلی هم سسته. یه جورایی انگار خودم هم مطمئنم که نمیتونم. با این اوصاف، شاید این بی اعتمادی (کن لما لا ترجو..) بهتر از اون اعتماد هایی باشه که دفعات قبلی داشتم و نابود شدن...

    یا باعث، یا کافی
    یا لطیف، یا قدیر، یا رزاق
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 278910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1