صفحه 14 از 14 نخستنخست ... 491011121314
نمایش نتایج: از شماره 196 تا 198 , از مجموع 198
  1. Top | #196

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    نوشته ها
    6,480
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,058
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 Weeks 15 ساعت 37 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 18 دقيقه 7 ثانيه
    سی و نه من
    نماز صبحم قضا شد


    اسفند نزدیکه
    حتی بهمن هم شده اسفند

    آن از این جور و تطاول که در این دامگه است
    آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

    و من منتظرم...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #197

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    نوشته ها
    6,480
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,058
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 Weeks 15 ساعت 37 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 18 دقيقه 7 ثانيه
    امروز چهل منه

    اما هنوز آماده وضع حمل نیستم

    نمیدونم. شایدم همینطوریه. یه دیالوگ فوق العاده از یه فیلم لعنتی یادمه. مورگان فریمن بود به نظرم
    پیرِ سگِ خرفت روی یه صندلی نشسته بود و قاتل از پشتش اومد که بکشدش. اینم با همون ژستی که داره (شاید بهتر بگم ژست خدایی. مورگان فریمن خداست اصلا) گفت: پس اینجوریه!

    خب ما همیشه منتظر یه اتفاق خاصیم، برای اینکه شرایط عوض بشه. برای اینکه عوض بشیم. اون اتفاق خاص لعنتی هم هیچ وقت نمی افته.
    همه مثل همه، حتی مهم ترین لحظات مثل 22 بهمن. یه روز عادی بود که توش انقلاب شد. 22 بهمن عادی بود، اما اون اتفاق بزرگ درون ملت افتاد.
    الان هم چهلمه منه و هیچ اتفاق خاصی نیافتاد هنوز. شاید منم باید بگم: پس اینجوریه!
    و باید همه چیز عوض بشه. نه عوض شدن همه چیز که محاله. اما عوض شدن بعضی چیزا، شاید! ممکنه!پ

    من منتظر تمام شدن امروز هستم...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. Top | #198

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    نوشته ها
    6,480
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,058
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 Weeks 15 ساعت 37 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 18 دقيقه 7 ثانيه
    پس کی؟

    کی میشه؟

    چرا من نمیتونم؟

    چرا بهم اجازه نمیدن؟

    چهل روز که چیزی نیست؟

    همه چیز در دله؟

    یعنی باید دلم رو صاف کنم؟

    بعدش یک نفس کار چهل روز و چهل سال و هزارشهر رومی کنه؟

    دستم به حلقه در دل با تو داده بودم، دست و دلم که دیدی پایم چرا بریدی؟
    رویای صادقی در جان عاشقی
    لیلای کاملی اتمام عاقلی
    نیمی زمینی ام نیم آسمانی ام
    محاج پر زدن مجنون آنی ام
    گفتم ببینمت گفتی که صبر صبر
    ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 14 از 14 نخستنخست ... 491011121314

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1