نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11

موضوع: دل تکانی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه

    دل تکانی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    و این هم از موضوعی که خیلی وقت پیش باید ایجاد می شد.
    و به نظرم، تنها جایی که ممکنه، همین جاست. همه برای خانه تکانی، یک خانه ای دارن که بتکانن.
    اما برای دل تکانی، گرچه دلی دارن، اما جایی ندارن که دلشون رو بتکانن.
    این موضوع برای همه کسایی که دلی دارن تا بتکانن.
    تاریخ شروعش شد اسفند نود و پنج و عید نود و شش...
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (18-05-17)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    هر چی فکر می کنم میبینم همیشه موقع سال تحویل تو اندیشه بودم. فقط نمیدونم توی کدوم تاپیک بودم؟!
    بگذریم.
    اما مروری بر سال 95. البته بیان آنچه که سهم اندیشه است و باقی بماند برای جای خودش.

    باید بدترین ها و بهترین اتفاقات رو بگم. شاید بدترین اونها قضیه نقاشان چینی باشه که نهایتا رسید به: هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز، نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد.
    و شاید بهترینشون هم ماجراهای 19 باشه. حوادث مربوط به یورک آتش زن بود. کم هم نبود و تا همین آخر با آن ها دست و پنچه گرم کردم.

    یکی از سنگین ترین و عجیب ترین اتفاقات، 95 بود. اتفاقی عجیب، سنگین و عمیق و خیلی مهم در زندگی من.
    اتفاقات زیادی در این سال می توانست بیافتد که نیافتاد. یک اتفاق خنده دار و مثل نسیم کوتاه و لذت بخش، جریان تاکسی بود.
    اما بدترین اتفاق که همه چیز در برابر آن هیچ هستند، مسئله دیانا بود که احساس کردم دیگر خیلی گسترده شده. این اواخر به عزیزترین و حیاتی ترین نوامیس من رسیده و خیلی خیلی نگرانم کرده. و آن: هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد، خداش در همه حال از بلا نگه دارد. گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان، نگاه دار سر رشته تا نگه دارد...
    و این سر رشته ای است که می ترسم پاره شود. من باید جانب اهل وفا نگه دارم. سر رشته، مهم ترین رگ حیاتی من است...
    و بنابر این، سال آینده سال دیانا است، و محور اصلی آن همین خواهد بود.
    اما اتفاقات خوب آن... یک صبح جمعه خوب در نیمه زمستان که روز خوبی بود برای ...
    نمیدونم! چقدر سخته اتفاقات خوب رو بگم. آخر من همش در فضا هستم. نباید دنبال خوبی بگردم، باید دنبال بدی بگردم. در کل اتفاقات خوب زیادی افتاد...
    راستی! مسئله شیادی یکی از اتفاقات خیلی خوب بود که نتیجه اش در همین آخر سال، یعنی 27 اسفند رسید. حیف که اسمش را نمی توانم بگویم، اما بعدا، شاید خیلی زود، این شیادی و حقه بازی شهره شهر شود.
    اما اتفاقات امسال تقریبا همه، زمینه ساز اتفاقات خوب آینده بود، شاید 96 و 97 سال به ثمر رسیدن این اتفاقات باشند.
    حرف هایم انگار تموم نشده. سال 95 بیش از اینها حرف دارد
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (18-05-17)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    من نام کسی نخوانده ام الا تو
    با هیچ کسی نمانده ام
    الا تو
    عید آمد و من خانه تکانی کردم
    از دل همه را تکانده ام
    الا تو

    نوروز نود شش مبارک

    پ.ن: تحلیل گذشته و آینده در ادامه!
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (18-05-17)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    خب!

    تحلیل 95 برام خیلی سخته
    مهم ترین اتفاق سال، همون نود و پنجه

    اما 96 قراره خیلی برکت داشته باشه. 96 سال آبه
    بذرهایی که 95 کاشته شدن، 96 سبز میشن

    کلیدواژه های سال 96:
    دیانا، شیادی، 19، ولج ولج، غیبت کبری، جشنواره
    آب
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (18-05-17)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    یک سال به این سادگی گذشت. و جالب اینکه در صفحه آخرین ارسال ها، این پست تا آخر سال 96 در صفحه اول موند!

    سال 96؟ چه گویم؟ سال دیانا بود. جنگ موفقی نبود. اما امیدوارم که آخر سال جنگ غالب بشم. و سال آب بود. که باید صبر کرد. اما بیشتر باید برای سال 97 آماده بشم. سالی که میخوام نظم داشته باشم. سال 87 خیلی با برکت بود. شاید امسال هم چنین بشه. بعد از یک دهه. یک دهه دانشگاه تهرانی بودن. یک دهه پردیسی بودن. اون سال پردیس قبول شدم. امسال چی؟ چه اتفاقاتی باید رخ بده؟
    و باید برای دل تکانی آماده بشم. 96 خوب نبود. خوب تموم نشد از جهت سررسید. مگر آنکه مخرج صدق باشه. و امیدوارم مدخل صدق و مخرج صدق باشه 97
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    بگو بگو، زو چه رو دیر دیر می آیی؟؟؟

    اومدم
    نزدیک عید یکی از بهترین اتفاقاتی که میتونه بیافته اینکه که بیای قم. و تیبا بفروشی. اتوبان لعنتی تهران قم چقدر قشنگه آخه. همه جاش و همه طرفش. آمدمت که بنگرم
    قم! تو عشق زیبای منی هم من تو ام هم تو منی! آره واقعا. هم من تو ام هم تو منی. و شاید سال 97، از این عشق دل بکنم. میشه؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
    آنکه آموخت مرا شکل دگر خندیدن

    گرچه من خود ز ازل دلخوش و خندان زادم
    عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن


    به صدف مانم خندم چو مرا در شکنند
    کار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن

    چون به کوره گذری خوش به زر سرخ نگر
    تا در آتش تو ببینی ز حجر خندیدن

    زر در آتش چو بخندید تو را می گوید
    گر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن

    آیا حماسه ای درون وجودت هست؟ یک تصمیم. وقت خندیدن. وقت ضرر خندیدن. عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن... آماده ای برای یک سفر بزرگ، در 97؟

    بگو بگو، که چرا دیر دیر می آیی؟؟؟
    ویرایش توسط شیدا : 18-03-18 در ساعت 17:03
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ﴿۸۸﴾
    قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ ﴿۸۹﴾

    قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿۹۰﴾

    قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ ﴿۹۱﴾

    پس چون [برادران] بر او وارد شدند گفتند اى عزيز به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه‏ اى ناچيز آورده‏ ايم بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق كن كه خدا صدقه‏ دهندگان را پاداش مى‏ دهد (۸۸)
    گفت آيا دانستيد وقتى كه نادان بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد (۸۹)
    گفتند آيا تو خود يوسفى گفت [آرى] من يوسفم و اين برادر من است به راستى خدا بر ما منت نهاده است بى‏ گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى ‏كند (۹۰)

    گفتند به خدا سوگند كه واقعا خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاكار بوديم (۹۱)

    نمیدونم چی شد که این آیات اومد. تالله لقد آثرک الله علینا... که البته دل حزین. دل غمزده. غم با دل بیچاره من خویش شده است. دلتنگی من، بیشتر از پیش شده است. و این خنده ایست که خزینه آن دلتنگی است. زر در آتش چو بخندید تو را می گوید، گر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن. و البته این نیست اصل ماجرا. عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن...
    دل گرفته است. تالله لقد آثرک الله علینا...
    از دل تنگ گنه کار برارم آهی، کاتش اندر گنه آدم و هوا فکنم. آتشی زغالی در دلم میسوزه. شب عید. شب دلگرفتگی من شده. آتش است این بانگ نای و نیست باد، هرکه این آتش ندارد نیست باد.
    «انه من یتق و یصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین» این آثرک الله اینطوری میشه. تقوا و صبر. 96 شکست بود سراسر. دیانا... و 97... عزم آن دارم که امشب نیم مست، پای کوبان کوزه دردی به دست، سر به بازار قلندر در نهم، وز به یک ساغر ببازم هرچه هست...
    آتش عشق تو در جان خوش تر است... جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است...

    شاید خودم رو بکشم امسال. نظم؟ یعنی کشتن خود. دوری از قم؟ یعنی نابود کردن خود. کار کردن؟ یعنی دشمنی با خود. عیاشی نکردن؟ این یکی که نمیشه. وقت تلف نکردن با دیگران؟ مگه میشه؟
    خسته ام. دلم گرفته

    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    دوباره لحظه سال تحویل داره میرسه
    نمیدونم چرا عیدها، من تنها میشم توی سایت (ها ها ها)
    خیلی خوبه سال تحویل اندیشه بودن

    لحظات خوبیه
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  17. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    من نام کسی نخوانده اما لا تو
    با هیچ کسی نمانده ام الا تو
    عید آمد و من خانه تکانی کردم
    از دل همه را تکانده ام الا تو


    شروع سالی دیگر
    دلتکانی ای دیگر
    مبارک

    یا مقلب القلوب و الابصار...
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  19. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  20. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 5 دقيقه 1 ثانيه
    فال عید 1397:



    هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

    ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز


    روندگان طریقت ره بلا سپرند

    رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز


    غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب

    که نیست سینه ارباب کینه محرم راز


    اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنیست

    من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز


    چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم

    ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز


    چه فتنه بود که مشاطه قضا انگیخت

    که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز


    بدین سپاس که مجلس منور است به دوست

    گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز


    غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست

    جمال دولت محمود را به زلف ایاز


    غزل سرایی ناهید صرفه ای نبرد

    در آن مقام که حافظ برآورد آواز
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  21. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1