نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه

    *** اشراق و اصالت وجود...

    مشهور است که اشراقیون قایل به اصالت ماهیت اند و مشاییون اصالت وجود را قبول میکنند. اما به نظر من نه تنها *** اشراق اصالت وجود را قبول دارد بلکه انچه که ملاصدرا در بحث اصالت وجود و وحدت تشکیکی وجود طرح میکند رشه در حکمت اشراق سهروردی دارد و میتوان کفت که ملاصدرا بحث وحدت تشکیکی وجود را از *** اشراق اقتباس کرده است.
    اگر بخواهیم این مطلب را در حکمت اشراق دنبال کنیم باید نور شناسی *** اشراق را برسی کنیم آنگاه خواهیم دید که اصالت نور سهروردی همان اصالت وجود ملاصدراست و حتی عنوان نور بهتر از عنوان وجود است.
    به نظر شما این سخن تا چه حد قابل قبول است؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    اگر کسی خیال کند که این مسئله برای بو علی و سهروردی مطرح بوده است که از این دو(وجود و ماهیت)ما باید یکی را انتخاب کنیم،درست نیست...
    در هیچ یک از کتب *** اشراق این موضوع مطرح نیست که آلا وجود اصیل است یا ماهیت...؟شیخ الرئیس همین طور.
    بو علی گاهی یک حرفی گفته است که با اصالت ماهیت جور در میاید و گاهی حرف دیگری میزند که فقط با اصالت وجود قابل توجیه است.نه اینکه در این مسئله دو حرف مختلف داشته باشد!بلکه برای او همچین مسئله ای مطرح نبوده که یکی از این دو اصیل و دیگری اعتبار ذهن است...!
    اما *** اشراق...مسئله ای برایش مطرح بوده که لازمه اش اصالت ماهیت است.این بحث را در فصلی به نام(فی عدم زیادة الوجود علی الماهیة فی الخارج) .
    *** اشراق اول فرض کرده که ماهیت عینیت دارد، و آنوقت برای وجود عینیت زائد بر عینیت ماهیت قائل نیست.گویی عینیت و اصالت ماهیت برایش امر مسلمی بوده است و نتیجه گرفته است که حالا که ماهیت عینیتش مسلم است،دیگر وجود نمیتواند عینیتی داشته باشد...
    اما نور در مباحث *** اشراق همان وجود شمرده نشده است که بگوییم منظورش از نور همان وجود است...بلکه نور را از ماهیات میدانسته و وجودش را اعتباری...
    مسئله اولی که بیان کردید همونطور که شهید مطهری فرموند کاملا درسته. اما بحث اینه که دستگاه فلسفی این نظام ها با کدوم نظریه بیشتر تطابق داره. همونطوری که در پی تحقیقات ثابت میشه که نظام کانت به خاطر پیش فرض ضمینیش که به اصالت ماهیت قائله دچار مشکلات لا ینحل میشه.
    اما وجودی که *** رد میکنن اون وجودی نیست که ما براش اصالت قائل میشیم. حتی خود ملاصدرا تصریح داره که اگه بجای نور وجود بگذاریم نظر *** اشراق هم با او یکی خواهد شد.
    این که نور را از ماهیات میدانسته و اعتباری قابل دفاع نیست. تشکیک مخصوص وجوده و *** نور رو حقیقت مشکک میدونه. و دلایل بسیار دیگه...
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1