صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 53
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    111
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.80
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    1,909
    تشکر تشکر کرده 
    73
    تشکر تشکر شده 
    221
    تشکر شده در
    77 پست
    آنلاين
    23 ساعت 38 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 12 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    یعنی اینکه از نظر شما بالاتر بودن میزان احترام به والدین در نسلهای پیشین صرفا بخاطر مهیا نبودن امکانات برای فرزندان بوده؟
    یامسایل دیگری هم دخیله؟
    اثبات شی، نفی ما عدا نمیکند
    منظورم این بود این یکی از علتهاست
    وگفتمم که رسانه و دوستان هم هستند
    دلم برای تو تنگ است خوب میدانی...

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.74
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 29 ثانيه
    باقی دوستان نظرشون چیه؟
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    238
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.59
    محل سکونت
    in my love
    نوشته ها
    1,154
    تشکر تشکر کرده 
    17
    تشکر تشکر شده 
    9
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    7 ساعت 25 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    22 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    دوستان شما قبول دارید که احترام به والدین تو نسل ما کم شده؟
    بنظرتون دلیل این موضوع چیه؟
    نداشتن ارتباط عاطفی فرزندان با پدر و مادر شاید به دلیل مشغله های شغلی والدین.

  4. Top | #34
    راحیل
    مــــــادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی سرش داد و بیداد راه بندازی ، باهاش قهـــــــــــر کنی !!! اما با اینکه تو مقصـــــــر بودی بازم با یه بشقاب غـــــــــــذا با لبخند میاد و میگــــــه : با من قهری با غذا که قهـــــــر نیستی

  5. Top | #35
    راحیل
    چه تأثیر دلنشینی دارد "غصه نخور ، درست میشود" گفتن های مادر ....اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    143
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    325
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    2 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    طاهر جان دمت گرم موضوع مهمی رو مطرح کردی
    اینکه فکر میکنیم همه فن حریفیم و بیشتر از پدر و مادمون میفهمیم و حرفامون درست تر از اوناست علی رغم تجربه بالا و بسیار کار ساز پدر و مادر
    و همین میتونه عامل درگیری و به تبع اون بی احترامی بشه.
    البته عدم درک این مسئله که پدر و مادر دلسوزان و دوستان واقعی ما هستن هم میتونه باشه.
    عشق بازیست ، نه بازی که مرا مات کنی
    نازنیا دل من صفحه شطرنج که نیست!!

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    231
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بین قم-طهران درگردشم
    نوشته ها
    153
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    مادر........

    آنکه نه تکرارمیشود ونه تکراری....
    سلامتی همشون صلواااااااااااااااااااااا ااااااات


    هرکی پیش مامانش نیست همین الن بهش بزنگه وجویای احوالش بشه همییییییییییییییییین الان

    منم الان هم به مامانم زنگ میزنم هم به مادرشوهرم که الحق ولانصاف درحقم مادری میکنه
    منی که لفظ شراب از کتاب می شستم زمانه کاسه ی دکان "می" فروشم کرد

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.74
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 29 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط راحیل نمایش پست ها
    چه تأثیر دلنشینی دارد "غصه نخور ، درست میشود" گفتن های مادر ....اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد
    انصافا این جمله رو اگه پدر بگه تمومه
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.74
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 29 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط عطیه سادات نمایش پست ها
    مادر........

    آنکه نه تکرارمیشود ونه تکراری....
    سلامتی همشون صلواااااااااااااااااااااا ااااااات


    هرکی پیش مامانش نیست همین الن بهش بزنگه وجویای احوالش بشه همییییییییییییییییین الان

    منم الان هم به مامانم زنگ میزنم هم به مادرشوهرم که الحق ولانصاف درحقم مادری میکنه
    برادرشوهر چی؟؟؟
    برادری نکرده؟؟؟
    یادم بیار این پستو به مامان نشون بدم تا بعد از این اینقدر اذیتت نکنه

    همش مادرشوهربازی،همش بلا...
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    231
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بین قم-طهران درگردشم
    نوشته ها
    153
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    برادرشوهر چی؟؟؟
    برادری نکرده؟؟؟
    یادم بیار این پستو به مامان نشون بدم تا بعد از این اینقدر اذیتت نکنه

    همش مادرشوهربازی،همش بلا...
    مادرشوهربازیاشوگذاشته سر جاریم دربیاره
    منی که لفظ شراب از کتاب می شستم زمانه کاسه ی دکان "می" فروشم کرد

  11. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.74
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 29 ثانيه
    وظیفمونه یادی از پدرای عزیزی بکنیم که برای راحتی امروز من وشما از مهر پدریشون زدن ورفتن...رفتن که رفتن

    شادی همه ی شهیدا صلوات
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  12. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    231
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بین قم-طهران درگردشم
    نوشته ها
    153
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    Smile

    پدرم ، تنها کسيه که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !

    01.jpg
    منی که لفظ شراب از کتاب می شستم زمانه کاسه ی دکان "می" فروشم کرد

  13. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    231
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بین قم-طهران درگردشم
    نوشته ها
    153
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ...




    05.jpg
    منی که لفظ شراب از کتاب می شستم زمانه کاسه ی دکان "می" فروشم کرد

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    231
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بین قم-طهران درگردشم
    نوشته ها
    153
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    Smile

    به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن
    ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!!


    10.jpg



    سلامتيه اون پسري که...
    ..
    10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
    ..
    20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
    ... ... ... ... ..
    30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
    ..
    باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
    ..
    گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!
    منی که لفظ شراب از کتاب می شستم زمانه کاسه ی دکان "می" فروشم کرد

  15. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    231
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بین قم-طهران درگردشم
    نوشته ها
    153
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم
    که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود…

    ولي پدر ...
    ... ... ... ...
    يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند
    خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست
    فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد …
    بياييد قدردان باشيم ...


    لریظب.jpg



    (( قند )) خون مادر بالاست .
    دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
    اشک*هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
    دکترها اسمش را گذاشته*اند آب مرواريد!
    حرف*ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
    دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش .
    منی که لفظ شراب از کتاب می شستم زمانه کاسه ی دکان "می" فروشم کرد

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1