صفحه 1 از 204 1231151101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 3051
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    160
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    240
    تشکر
    30
    27 بار در 14 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    1 ساعت 15 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه

    جملات و مطالب زیبا

    سوار تاکسی شدم کرایه ام را پرداخت کردم راننده پنجاه تومان اضافی بهم برگردونده بود
    بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم پول را به او برگردانم
    وقتی به مقصد رسیدم راننده گفت آقا ممنونم و من گفتم بابت چی؟
    گفت کمی مردد بودم تا مسلمان شوم و وقتی شما را سوار ماشینم کردم خواستم شما را امتحان کنم و گفتم اگر شما پنجاه تومان را برگرداندید بیام و مسلمان شوم
    تمام وجودم دگرگون شد و من مشغول خودم بودم و به این فکر می کردم که آیا داشتم اسلام را به پنجاه تومان می فروختم؟

  2. یک کاربر برای این پست سودمند از احد عزیز تشکر کرده اند:

    setare (20-06-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    184
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.42
    محل سکونت
    خط تهران- قم
    نوشته ها
    724
    تشکر
    0
    16 بار در 12 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    21 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    تکان دهنده بود.

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    174
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    84
    تشکر
    0
    54 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    7 ساعت 10 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 ثانيه
    به نظر من اگر فرد اعتقادش باطنی نباشد و عمیق نباشد مطمن اعتقادش را با کمترین قیمت می فروشد چون معرفت ندارد ولی اگر اعتقادی مانند امام حسین داشته باشی حاضری جانت را برای اعتقادت به خدای آفرینش فدا کنی

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    174
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    84
    تشکر
    0
    54 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    7 ساعت 10 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 ثانيه

    مساله عطش در صحرای کربلا

    تحریم آب، رسمی جاهلی در جنگ ها

    برخی مساله تحریم آب ـ را که نمایانگر نهایت خباثت دشمن است ـ بعید می پندارند. ما ابتدا به ذکر مصادیقِ دیگری از تحریم آب (در دوران صدر اسلام) پرداخته و سپس به بررسی شبهات، پیرامون مساله عطش در کربلا می پردازیم. بستن آب در جنگ ها، پیشینه ای در فرهنگ عرب جاهلی دارد و بعنوان یک ترفند نظامی برای شکست دشمن از آن استفاده می کرده اند، همان گونه که وقتی مشرکین در جنگ بدر زودتر از سپاه اسلام به منطقه بدر رسیدند و بر چاه های بدر مسلّط شده و آب را بر روی مسلمین بستند تا عرصه را بر ایشان سخت کنند
    در جنگ خیبر نیز شخصی از یهودیان به نزد پیامبر(ص) آمد و در قالب پیشنهادی گفت: «اگر مجاری آب قلعه را ببندید، آنها را وادار به تسلیم می کنید». امّا ایشان با بستن آب بر دشمن موافقت نکردند. پیشنهاد شخص یهودی حکایت از این مطلب دارد که در آن زمان این شیوه در جنگ ها مرسوم بوده امّا مورد تایید و پذیرش پیامبر اسلام (ص) نبوده است.
    با فراگیر شدن آئین اسلام، اعراب تازه مسلمان روز به روز از فرهنگ و آداب و رسوم جاهلی فاصله گرفته و با فرهنگ اسلامی آشنا می شدند. در تعالیم اسلام حرکات ناجوانمردانه، و خیانت حتّی با دشمن محکوم بوده و کسی حقّ نداشت در مقابله با دشمن از هر روشی استفاده کند.
    پس از رحلت نبی مکرّم اسلام(ص) و انحراف در مساله جانشینی آن حضرت، شکافی در فرهنگ اسلامی پدیدار شد که راه نفوذ فرهنگ منسوخ جاهلی را باز کرد؛ تا جاییکه فساد آن دامنگیر غاصبان و عاملان خلافت شد.
    وقتی ظلم و بی عدالتی خلیفه سوّم، عثمان بن عفّان بیداد می کرد؛ مخالفانش او را در منزلش محاصره کردند. در این میان سران مخالفین از جمله طلحه، بر آن شدند تا از رسیدن آب به عثمان جلوگیری کنند.تحریم آب بر عثمان تا حدّی به طول انجامید که او از شخصی به نام «حجّاج»، «خالد بن عاص»(، «امیرالمومنین(ع)»(و «همسران پیامبر(ص)»(7) درخواست امداد کرد. در این هنگام فقط «امیرالمومنین(ع) و امّ حبیبه» بود که برای رساندن آب به عثمان تلاش کردند.(8) بنابر آنچه نقل شده ـ و طبق سیره پیامبر(ص) که بستن آب را حتّی بر دشمنان روا نمی دانست ـ امام علی(ع) تحصّن کنندگان را مورد شماتت قرارداده و حتّی طلحه را توبیخ نمود. سرانجام با تلاش امام(ع) و با وساطت امام حسن(ع) تحریم آب شکست.
    سیّد مرتضی روایت می کند که امیر المومنین(ع) فرمود: «صحیح نیست که خانواده عثمان به جرم او در حال تشنگی هلاک شوند».قاضی ابوحنیفه( و ابن کثیر امیر المومنین(ع) را تنها کسی می دانند که در راه رساندن آب به منزل عثمان تلاش نمود. ابن ابی الحدید نیز تلاش حضرت(ع) را اینگونه بیان می کند: «وَ اللهِ لَقَدْ نَصَرَ عُثمانَ لَوْ کانَ الَمحْصُورُ جَعفَرَ بْنِ أبِى طالِب لَمْ یَبْذَلْ لَه إلاّ مِثْلَه: به خدا قسم، او عثمان را به حدّی یاری کرد که اگر جعفر بن ابیطالب محاصره شده بود، همین گونه به او کمک می کرد».
    بطور قطع، تلاش امیر المومنین(ع) به منظور حمایت از شخص عثمان نبوده بلکه طبق روایتی که از سیّد مرتضی نقل شد، امام(ع) در پی رفع ظلم از خانواده عثمان بوده و علاوه بر آن، ـ با توجّه به سخنان ایشان در شماتت و توبیخ تحریم کنندگان آب، ـ نفس این عمل از سوی حضرت(ع) محکوم شده و مورد تایید نیست. چرا که مخالفت صریح با سیره و روش پیامبر گرامی اسلام(ص) دارد.
    با مطالعه تاریخ جنگ صفّین نیز به خوبی می توان این اندیشه را بررسی کرد. هنگامی که دشمنان بر چاه های آب مسلّط می شوند مانع آب شده، امّا در صحنه نبرد که ورق بر می گردد و سپاهیان امیر المومنین(ع) به چاه ها دست می یابند، ایشان علی رغم رفتار نا جوانمردانه و جاهلانه سپاهیان معاویه، آب را برای آنها مباح و گوارا می داند.
    آری سیره پیامبر اسلام(ص) و امیر المومنین(ع) مطابق با تعالیم و معارف اسلامی است، و روش کسانی که دم از اسلام می زنند امّا بویی از آن به مشام جانشان نرسیده است، مطابق با فرهنگ منسوخ جاهلیّت و منش خیبرنشینان و هلاک شدگان بدر است.
    امام حسین(ع) نیز در مسیر کربلا هنگامی که با لشگریان تشنه حرّ بن ریاحی مواجه می شود، بر طبق سیره جدّ و پدر بزرگوارش آنها را سیراب می کند. حتّی به فرمان ایشان، مرکب و اسب هایشان نیز سیراب می شوند. تاریخ طبری این حرکت جوانمردانه امام(ع) را اینگونه نقل می کند: «... فقام فتیه و سقوا القوم من الماء* حتی أرووهم، و اقبلوا یملأون القصاع و الأتوار و الطساس من الماء و یدنونها من الفرس ...: گروهی از جوانان بر خاستند و سیرابشان کردند آنها کاسه ها ، طاسها و ظروف را پر از آب کرد و به اسبها می داند»

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    184
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.42
    محل سکونت
    خط تهران- قم
    نوشته ها
    724
    تشکر
    0
    16 بار در 12 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    21 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه

    جون هر کی دوست داری این مطلب رو بخون

    دلم گرفته است ...
    دلم گرفته است...
    به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم
    چراغ های رابطه تاریکند
    چراغ های رابطه تاریکند
    کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
    کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
    پرواز را به خاطر بسپار
    پرمنده مردنیست
    « اِعْدِلُوا هُوَ أقْرَبُ لِلتَّقْوَى »

  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    205
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    زیر سایه ی بی بی بودیم،ساکنِ دودِستان شدیم!
    نوشته ها
    23
    تشکر
    0
    0 بار در 0 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    قاریان قرآن

    خوش خوانان قرآن،پرچم ها و علمهایی هستند که بقیه افراد را به سمت تلاوت قرآن سوق می دهند.

    بیانات حضرت آقا در دیدار با نخبگان قرآنی.5آبان 1378

  8. Top | #7
    راحیل

    حسین (علیه السلام ) هنوز هم مظلوم است .....

    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    ستار .....صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يكماه تکیه راه می*اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می*مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

    ..._____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می*شود و میانداری می*کند و روزها مردم را لخت می*کند و زورگیری ...!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می*کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی*اکبر (علیه السلام) و حضرت عباس (علیه السلام) را در بساطش پهن ...!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    آقای .... تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می*کند و تا آخر سال هم مشتری*هایش را!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می*زند و علم می*کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی*افتد!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته*هاي عزاداری اسفند دود می*کند!
    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    نیما پشت ماکسیمایش می*نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماهه*اش دور نمی*شود!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    حاج .... مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می*گیرد!
    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    ..... رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می*دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می*دوشد!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می*گرید!

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    حاج آقا .....، ۹شب مردم را به تقوی دعوت می*کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می*کند!
    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...
    هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می*کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می*زنند و گریه می*کنند !

    _____________________________________
    حسین (علیه السلام) هنوز مظلوم است

    چون وقتی محرم می*آید...

    کل یوم عاشورا
    یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه

    کل ارض کربلا
    یعنی...چند مسجد و چند تکیه

  9. Top | #8
    راحیل

    حکایت جالب قبض روح حضرت ادریس...

    خداوند متعال یکی از فرشتگانش را مورد غضب قرار داده و بعد از قطع بالهایش او را در یکی از جزایر دریای سرخ فرود آورد . در زمان حضرت ادریس (ع) آن فرشته به نزد وی آمده و به خاطر تقربش به درگاه الهی از او خواست دعای خیر نمود تا خداوند بالهایش را به وی بازگرداند . ادریس (ع) نیز تقاضای او را استجابت نمود و بدین ترتیب آن فرشته مجدداً مورد رضایت حق واقع گشت . آنگاه به پاس قدرشناسی از ادریس (ع) خواست تا از وی حاجتی طلب کند . ادریس (ع) نیز از او خواست تا به آسمان چهارم پرواز نماید .

    تقاضای او مورد قبول واقع گشت و وقتی ادریس (ع) خود را یافت که در آسمان چهارم در برابر ملک الموت (ع) که با تعجب به او نگاه می کرد ، قرار گرفته بود . به ملک الموت (ع) سلام کرد و علت تعجب ملک الموت (ع) را جویا شد . جناب عزرائیل (ع) در پاسخ گفت : خداوند به من امر فرموده تا تو را در میان آسمان چهارم و پنجم قبض روح نمایم در حالی که ضخامت و طول آسمان چهارم 500 سال است و از آسمان چهارم تا سوم نیز 50 سال فاصله وجود دارد و هم چنین آسمانهای دیگر . آنگاه ادریس (ع) میان آسمان چهارم و پنجم قبض روح شد و « وَ رَفَعناهُ مَکاناً عَلِیّاً » ، ( سوره مریم ، آیه 57 ) .



    منبع : مجموعه کامل قصه های قرآن ، نوشته : محمدجواد مهری کرمانشاهی ، انتشارات مشرقین قم

  10. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    80
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.10
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,148
    تشکر
    0
    18 بار در 13 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    29 دقيقه 31 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    چه قشنگگگگگگگگگگگگگگگگ.....
    واسم خیلی جالب بود..
    ممنون راحیل جون

    قسم به سوره ی خاکیّ چادرت، بانو!

    به درکِ قدر تو باید فقط سعادت داشت

  11. Top | #10
    راحیل

    مناظره ی خواندنی امام صادق(ع) با طبیب هندی

    ربيع حاجب مي*گويد: روزي طبيبي هندي در مجلس منصور كتاب طب مي*خواند، در حالي كه امام صادق(ع) در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم(ع) گفت: دوست داري از دانش خود به تو بياموزم؟ حضرت فرمود: «نه، زيرا آنچه من مي*دانم از دانش تو بهتر است.» طبيب پرسيد: تو از طب چه مي*داني؟ حضرت فرمود: «من حرارت را با سردي و سردي را با گرمي، رطوبت را با خشكي و خشكي را با رطوبت درمان مي*كنم و مسئلة تندرستي را به خدا وا مي*گذارم و براي تندرستي دستور پيامبر(ص) را به كار مي*برم كه فرمود: «شكم، خانة درد است و پرهيز، درمان هر دردي است و تن را به آنچه خوي گرفته، بايد عادت داد.»

    طبيب گفت: طبّ جز اين چيزي نيست. امام گفت: «مي*پنداري كه من اين دستورها را از كتاب*هاي بهداشتي ياد گرفته*ام؟ طبيب گفت: آري، امام فرمود: من اينها را از خدا فرا گرفته*ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم يا تو؟ طبيب گفت: البتّه من. امام(ع) فرمود: اگر اين چنين است من از تو پرسش*هايي مي*پرسم، تو پاسخ بده. طبيب گفت: بپرس.

    امام صادق(ع) پرسش*هاي زير را از طبيب هندي پرسيدند:
    چرا جمجمة سر چند قطعه است؟
    چرا موي سر بالاي آن است؟
    چرا پيشاني مو ندارد؟
    چرا در پيشاني، خطوط و چين وجود دارد؟
    چرا ابرو بالاي چشم است؟
    چرا دو چشم، مانند بادام است؟
    چرا بيني ميان چشم*هاست؟
    چرا سوراخ بيني در زير آن است؟
    چرا لب و سبيل بالاي دهان است؟
    چرا مردان ريش دارند؟
    چرا دندان پيشين، تيزتر و دندان آسياب، پهن و دندان بادام شكن، بلند است؟
    چرا كف دست*ها مو ندارد؟
    چرا ناخن و مو جان ندارند؟
    چرا قلب مانند صنوبر است؟
    چرا شُش دو تکّه است و در جاي خود حركت مي*كند؟
    چرا کبد (جگر) خميده است؟
    چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مي*گردند؟
    چرا گام*هاي پا ميان تهي است؟
    طبيب هندي در پاسخ به تمامي پرسش*هاي بالا گفت: نمي*دانم.
    امام فرمود: من علّت اينها را مي*دانم. طبيب گفت: بيان كن.
    امام فرمود:
    ـ جمجمه به دليل اينکه ميان تهي است، از چند قطعه، آفريده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ويران مي*شد، بنابراين چون چند قطعه است، ديرتر مي*شكند.
    ـ مو در قسمت بالاي سر است، چون از ريشة آن روغن به مغز مي*رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارها بيرون مي*رود و سرما و گرمايي كه به مغز وارد مي*شود، دفع مي*شود.
    ـ پيشاني مو ندارد، براي آنكه روشنايي به چشم برسد.
    ـ خطّ و چين پيشاني نيز عرقي را كه از سر مي*ريزد، نگه مي*دارد تا وارد چشم*ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه*ها كه آب*هاي روي زمين را نگهداري مي*كنند.
    ـ ابروها بالاي دو چشم قرار دارند تا نور به اندازة کافي به آنها برسد. اي طبيب، نمي*بيني وقتي شدّت نور زياد است، دست خود را بالاي چشم*ها مي*گيري تا روشني به مقدار کافي به چشم*هايت برسد و از زيادي آن پيشگيري كند؟!
    ـ بيني بين دو چشم قرار دارد تا روشنايي را بين آنها به طور مساوي تقسيم كند.
    ـ چشم*ها شکل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمي*شد و دوا به همه جاي آن نمي*رسيد و بيماري چشم درمان نمي*شد.
    ـ خداوند سوارخ بيني را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مي*آمد و نه بوي چيزي را
    در مي*يافت.
    ـ سبيل و لب را بالاي دهان آفريد، تا فضولاتي را كه از مغز پايين مي*آيد، نگه دارد و خوراك و آشاميدني به آن آلوده نگردد و آدمي بتواند آنها را از آلودگي پاک کند.

    ـ براي مردان محاسن (ريش) را آفريد تا نيازي به پوشاندن سر نداشته باشند و مرد و زن از يكديگر مشخّص شوند.

    ـ دندان*هاي پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد و دندان*هاي آسياب را براي خرد كردن غذا پهن آفريد، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندان*هاي آسياب را مانند ستوني كه در بنا به كار مي*رود، استوار كند.

    ـ دو كف دست را بي*مو آفريد تا لمس كردن با آنها صورت گيرد. اگر کف دست مو داشت، وقتي انسان به چيزي دست مي*کشيد به خوبي آن را حس نمي*کرد.

    ـ مو و ناخن را بي جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود.

    ـ قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه*ها در آيد و از باد زدن، ريه خنك شود.

    ـ كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاي آن بيرون رود.

    ـ خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پيش روي خود راه رود و به همين علّت حركات وي ميانه است و اگر چنين نبود، در راه رفتن مي*افتاد.

    ـ پا را از سمت زير و دو سوي آن، ميان باريك ساخت، براي آنكه اگر همة پا بر روي زمين قرار مي*گرفت، مانند سنگ آسياب سنگين مي*شد. سنگ آسياب چون بر سر گردي خود باشد، كودكي آن را بر مي*گرداند و هر گاه بر روي زمين بيفتد، مردي قوي به سختي مي*تواند آن را بلند كند.»

    آن طبيب هندي گفت: اينها را از كجا آموخته*اي؟ امام(ع) فرمود: «از پدرانم و ايشان از پيامبر(ص) و او از جبرئيل، امين وحي و او از پروردگار كه مصالح همة اجسام را مي*داند.» طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگاري.
    راستي چه شگفت*انگيز است كه حضرت صادق(ع) بدون در دست داشتن ابزار امروزي كه وسيلة شناخت درون و برون انسانند، در گوشه*اي از شهر «مدينه» براي يك طبيب هندي، شگفتي*هاي خلقت انسان را با دلايل محکم بيان مي*فرمايد.

  12. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    184
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.42
    محل سکونت
    خط تهران- قم
    نوشته ها
    724
    تشکر
    0
    16 بار در 12 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    21 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    صدق ابن رسول الله
    « اِعْدِلُوا هُوَ أقْرَبُ لِلتَّقْوَى »

  13. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.11
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,630
    تشکر
    2,946
    2,047 بار در 686 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    4 روز 10 ساعت 6 دقيقه 20 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 دقيقه 53 ثانيه
    اول داستان منو یاد فطرس انداخت...

    السلام علیک یا ابا عبدالله
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  14. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    149
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    98
    تشکر
    0
    0 بار در 0 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    سرخ شدن تربت پاک حسینی در صبح عاشورا

    «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَبا»
    لینک خبر http://www.tabnak.ir/fa/news/289440
    برون شدم ز عدم تا روم به منزل دوست
    ندانم از چه گذارم بر این جهان افتاد
    قرار «رحمت» ما می نوشت کاتب دهر
    ز رشحه ی قلمش نقطه ای بر آن افتاد

  15. Top | #14
    راحیل

    تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا؟؟؟

    بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و رقابت در افزایش اموال و فرزندان است . همانند بارانی كه محصولش كشاورزان را در شگفتی فرو می‏برد ، سپس خشك می‏شود به گونه‏ای كه آن را زرد رنگ می‏بینی،*سپس خس و خاشاک گردد ... زندگانى دنیا جز كالاى فریبنده نیست. (حدید آیه۲۰ )

  16. Top | #15
    راحیل

    یاریم کن...

    ای زینب(س) ... تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟! تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟ یاری ام کن! کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی...

صفحه 1 از 204 1231151101 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •