صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 43 , از مجموع 43

موضوع: قجری نوشت

  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    238
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.54
    محل سکونت
    in my love
    نوشته ها
    1,154
    تشکر تشکر کرده 
    17
    تشکر تشکر شده 
    9
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    7 ساعت 25 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختری با کفش های کتانی نمایش پست ها
    ای بابا شده من تک شما همه ؟؟؟
    خدا رو شکر آقای افضلی با اینکه اصلا مثله هم فک نمی کنیم با منه !
    خیلی نا مردید !!!
    صد البته که تا نیم ساعت پیش با هم بودیم

    و اما..........




    لطفا از کل کل و انحراف تاپیک خودداری کنید
    در صورت ادامه تصمیمات دیگری گرفته خواهد شد
    مدیریت
    ویرایش توسط **منتظر** : 09-03-13 در ساعت 17:53
    مـــــــــــــن تـکــــــــــــــــــــــ ــــرار نـــــــــــــمیشــــــــ ـــــود

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    شماره عضویت
    306
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    8
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    4
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    عمو ذبیح...

    منیژه ی عمو ذبیح برای من مثل خواهرست تا دخترعمو. با اینحال محض اینکه خیالت راحت شود قسم میخورم نرفته بودم خانه ی شان.
    قضیه این بود؛ از بعد آن مرافعه ی کذا با اراذل دروازه غار، افتادند پی ردّم، بلکه تقاص تک و پوز خونین شان را بگیرند... حق شان بود. دندشان نرم، می خواستند بیخود جلوی دبیرستان دخترانه ولگردی نکنند.(۱) بادنجان های زیر چشم شان، عبرت الباقی جمعیت هییز و هرزه.
    رفقای زنبورکخانه، خط و خبر فرستادند که چندصباحی آفتابی نشوم. نخاله ها بو کشیده، کوچه را پیدا کرده بودند. پی سوراخ موش می گشتیم که معلوم دار شدیم احمد زیور خانم اینها، ساک را بسته برود امارات. میرفت فوتبال کردن ایران و برزیل را تماشا کند. ما هم تذکره ی مان را دادیم مُهر کنند همسفرش شویم(۲). خانه را خبردار نکرده، سوار طیاره شدیم.(۳)
    آنقدرها هم که تعریف می کنند قشنگ نیست.جایی شبیه همین مولن روژ و چارراه استانبول و آب کرج خودمان... .همان لاله زاری که با هم پیراشکی و دوغ خوردیم خاطرت هست؟ شبیه همان منتها بجای چنار و زبان گنجشک، انگار کن پر از نخل باشد.
    روز دوم بود که گفتم خانه را خبر کنم والده نگران نشود.طبق معمول نمره ی لبنیاتی عیوض را گرفتم.سپردم بگوید فلانی رفته ابوظبی. پدرآمرزیده شنفته بود: عموذبیح.

    بگذریم...خودت که خوبی؟

    -------------------------------------------------------------------------------
    (۱)سیب زمینی که نیست.گردن است.رگ دارد
    (۲)فوتوی تذکره٬ضمیمه است نگویی بلوف زده ام
    (۳) از طیاره برایت دستمال فرنگی و خرده ریزهای جالب آورده ام.بیا ایوان پرت کنم بگیر!



    اصل متن را از اینجا بخوانید.


    پ.ن: ببین دو روز نبودم تاپیک رو چه جوری به هم ریختینا!!
    اگر حجاب ظهورت وجود پست من است،
    دعا کنم که بمیرم، خدا کند که بیایی...

  3. کاربر مقابل از Moh3n عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (30-03-15)

  4. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    162
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.18
    محل سکونت
    کنج میخانه
    نوشته ها
    477
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    4
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    1 ساعت 51 دقيقه 58 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    لطفا از ارسال پست های بی ارتباط با موضوع خود داری کنید
    مدیریت
    ما برآن عــهــد که بستیم برآنیــم هنوز...

  5. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    شماره عضویت
    306
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    8
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    4
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    دکان کوچه مروی...

    دکان کوچه مروی،«تعمیرلازم» بود،عجالتاً نقل مکان کرده ایم خود ناصرخسرو. بزرگ تر هست لکن حال محل سابق را ندارد.اینجا به نسبه سرم از قبل خلوت ترست.کاسب جماعت هم که خودت ملتفتی ٬وقتی بیکار باشد یا سنگ ترازو را وزن می کند یا موی اسافلش را می کَنَد. من اما مواقع فراغت،هزار و یک جور فکر خطور می کند به ذهنم.قبلِ ظهری، چشممان خورد به پاتیل های اسید حجره ی بغلی.شیمیایی فروش اند خانوادگیتاً. همین طور که نگاهشان می کردم ذهنم آمد اگر یکی از این ها را خالی کنم روی ماهتان،با این حُسن خدادادی که دارید،تازه می شوید انسان معمولی.

    راستی شازده!محض اطلاع: نمره ی تلفن دکان ٬همان است که بود!



    اصل متن را از اینجا بخوانید



    پ.ن: با تشکر از حضرت منتظر بابت نظارت!!
    اگر حجاب ظهورت وجود پست من است،
    دعا کنم که بمیرم، خدا کند که بیایی...

  6. 2 کاربر مقابل از Moh3n عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (30-03-15), شاهین بزرگی (12-04-15)

  7. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.49
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 40 ثانيه
    این تاپیکم که محسن آپ می کرد خوب بود
    یکی دیگه دست بگیره دیگه

    اسم وبلاگش:
    عصفور؛حکایت یک جوان بالدار
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  8. 2 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (30-03-15), دریا (30-03-15)

  9. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    19 دقيقه 17 ثانيه
    چه تاپیک خوب و مفیدی!
    ممنون بابت آپش
    ما که خبر نداشتیم چنین تاپیکی هست
    استاده ام چو شمع

  10. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (03-04-15)

  11. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه 56 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    این تاپیکم که محسن آپ می کرد خوب بود
    یکی دیگه دست بگیره دیگه

    اسم وبلاگش:
    عصفور؛حکایت یک جوان بالدار

    رفتم وبلاگش خیلی عالیه هم شعرهاش هم نثرهاش خاص هستن و دلنشین

    کیه؟ از بچه های پردیس بوده؟
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  12. 3 کاربر مقابل از خیالِ کج عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (02-04-15), شیدا (30-03-15), علمدار (30-03-15)

  13. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    19 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها

    رفتم وبلاگش خیلی عالیه هم شعرهاش هم نثرهاش خاص هستن و دلنشین

    کیه؟ از بچه های پردیس بوده؟
    از صدقه سر تعریفات شما ما هم سر زدیم
    به قاعده خوش گذشت، بل بیش تر...
    عصفور؛حکایت یک جوان بالدار
    استاده ام چو شمع

  14. 2 کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (03-04-15), علمدار (03-04-15)

  15. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.49
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها

    رفتم وبلاگش خیلی عالیه هم شعرهاش هم نثرهاش خاص هستن و دلنشین

    کیه؟ از بچه های پردیس بوده؟

    اگر تکرار چیز بدی بود الرحمن هیچوقت عروس کتاب خدا نمی شد. تو تکراری ترین قیافه ای که من کل یوم بیشتر عاشقش می شوم.
    وجدانا خیلی خوبه
    نه،فکرنمی کنم
    ویرایش توسط علمدار : 03-04-15 در ساعت 06:26
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  16. 4 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (03-04-15), شاهین بزرگی (12-04-15), مجتبی (03-04-15), مشتاق کربلا (14-04-15)

  17. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.49
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 40 ثانيه
    از کعبه گشاده گردد این در


    زیر دیگ آتش ست، زیر آدمیزاد حرف. دور سوغاتی خریدن را قلم بکش شازده! بی خیال توقع مردم. نهایتاً از همین قماش فروش های پاچنار، چند طاقه کلوکه و قدک نخی می خری، قواره گز می کنی جای سوغاتی. مراقب معده و مزاجت باش غثیون دامنگیرت نشود. این وهابی ها عقل معتنابهی ندارند ؛ مثل ابوطالبِ حسین آقا اردکانی گردنت را می زنند. اگر از حال من می پرسی معمولی ام. سوای دلتنگی... . محله هم خوب است. ایل و تبارت کوچه را قرق کرده، طاق و ریسه بسته اند. خوش داشتم پای رسیدنت خونی بریزم و چیزی بسمل کنم... نشد. دریغ از یک پاپاسی. عجالتا می خواهم بی خیال حرف مردم، پیش پایت کنسرو ماهی باز کنم. آب زمزم زیاد بخور. من را هم دعا کن
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  18. 6 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (03-04-15), دریا (03-04-15), شاهین بزرگی (12-04-15), مجتبی (03-04-15), مشتاق کربلا (14-04-15), وحید (01-05-15)

  19. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.49
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 40 ثانيه
    دیفالت

    از همان ابتدا که این کامپیوتر ذغالی را –از دم قسط- برداشتم، تا همین حالیه، دست به فوتوی پس زمینه اش نزدم. دیلینگ دیلینگ این گوشی هم، همان نسخه ی کمپانی ست. اساساً به دیفالت، وفادارم؛ وفادار و معتقد. تنها جایی که عدول می کنم در همین مکتوبه نگاری هاست. قلمِ دیفالت، چیز دیگریست. من اما –با اینکه "بی زر"م- نامه ها را با "بی نازنین" می نویسم. بلکم گوشه ای از دامنه ی تنهایی ما دستت بیاید.
    شازده جان! عرّ و تیز عاشقانه نمی کنم. باورکن مهر تو، دیفالت این قلب صاحاب مرده است. قلب هم که می دانی؛ سبزه ی عید نیست که سیزدهم بگذاری روی کاپوت اتول، بزنی به جاده. درِ مسجدست. نه کندنی؛ نه سوزاندنی. سال تحویل یادم کن
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  20. 6 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (02-05-15), مجتبی (14-04-15), مسعود (01-05-15), مشتاق کربلا (14-04-15), هادی صداقت (14-04-15), وحید (01-05-15)

  21. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.49
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 40 ثانيه
    فکریِ این توهماتم که مثلا اگر عاشقی شغل بود من الان چقدر سابقه ی بیمه داشتم؛ چقدر مواجب ماهانه؛ چقدر اضافه کار؛ چقدر عواید ریز و درشت باستثنای حق عائله مندی بانضمام کلّی مرخصیِ نرفته.
    اگر عاشقی شغل بود چه ترقّی و ترفیع هایی به دوسیه ام سنجاق می شد. حکماً هرسال هم نخست وزیر برای دادن جایزه ی کارمند نمونه دعوتم می کرد و من هم هر نوبه – از سر خجالت و حیا- مراسم شان را می پیچاندم.
    اگر عاشقی شغل بود – علیرغم سختی کار- دلم بازنشستگی را گردن نمی گرفت. قبل اینکه حکمم را توقیع کنند یک پنجشنبه بعدازظهر، خودم را توی موتورخانه ی اداره حلقاویز می کردم.
    الف بچه بودم عاشقت شدم. دارم دال بچه می شوم شازده! برگرد
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  22. 6 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    خیالِ کج (02-05-15), دریا (01-05-15), فاطمه عطایی (02-05-15), مسعود (01-05-15), مشتاق کربلا (02-05-15), وحید (01-05-15)

  23. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    761
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    شمالی ترین خراسان-بجنورد
    نوشته ها
    55
    تشکر تشکر کرده 
    119
    تشکر تشکر شده 
    175
    تشکر شده در
    56 پست
    آنلاين
    1 روز 20 ساعت 7 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 6 ثانيه
    در عجبم از حکمت دادار هور که شازده را هم آکادمیِ صنایعِ مستظرفه قرار داده و هم علی حده، طی الارض رو در صحیفه تقدیرشان مسطور کرده که مکررا از دارالملک معنوی به کاپیتال سیاسی و بالعکس رو گز میکنند و با اینحال جز خمی که برای بنده ی خاصّه شان -راقم سطور و معلم ستور- در جمال حضرتش قرار داده و با آن گهگاه ناوکی به سمت دل این بی نشان نشانه می روند، خم به ابروشان نیاورده اند.
    ایشان را در غرب دمخور فرهیختگان لاله زار و شورلت سواران بریتانی و ما را اینجا درگیر جاهلان پامناری و شیفتگان ماشین دودی قرار داده، شازده را در شرق جزٔ اقلیت ممتاز و همچون تاکِ در موسم ربیع، کلاهِ شکوفه بر سر و ما را عینَهو نخلی باسق اما به قطب شمال در.
    حضرتا! معترض به نِعَم قرق شده ی شازده نیستیم ولی بدین نسق نجومی که شما پرداخته اید بیمِ تیمِ بازرسی از اداره متبوعه یتان می رود، از ما گفتن!
    مسیح حوض لبهایت،دمی بر من نمی آید
    مگر یک ماهی از آن را،به لبهایم بغلتانی

  24. کاربر مقابل از mhsnjn عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (30-12-16)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1